آهنگهای شوبین

آهنگهای شوبین

در این پیج شما میتوانید تمام آهنگها و اثر های شوبین رو به صورت رایگان و با بالترین کیفیت ممکن دانلود کنید.

 

 

دانلود رایگان آهنگهای شوبین- صوتی و تصویری

تبعید:         Download

 دکلمه سکوت:         Download

 سال آزادی:         Download

 خودت بمال:         Download

 جرم امنیتی:         Download

 دکلمه انقلاب:         Download

خیلی خری:         Download

من زندگی رو دوست دارم:         Download

سلاخ:         Download

خوشبختم:         Download

 وطن یعنی:         Download

 نیا بارون:         Download

 

دانلود ویدیو کلیپهای شوبین

 

تبعید:         Download

کلیپ دکلمه سکوت:         Download

کلیپ سال آزادی:         Download

نیا بارون:         Download

جرم امنیتی:         Download

دکلمه انقلاب:         Download

 وطن یعنی:         Download

خیلی خری:         Download

سلاخ:         Download

من زندگی روو دووست دارم:         Download

خودت بمال:         Download

 

شما دوستان عزیز میتونید با آدرسهایی که در پایین صفحه قرار دادم با من در صفحه های اجتماعی مختلف در ارتباط باشیدn

 

انقلاب از شوبین

متن  آهنگ سلاخ از شوبین

دنیای عجیبی بود
هی دور سرم چرخید
هی داد و هوارش را
بر فرق سرم کوبید
یک روز کلیدی شد
در دهکده ام قفلید
او خر شده بودن را
با قهقهه اش رقصید
هی فحش به مردم داد
هی سیلیِ محکم زد
باغی که به زردی رفت
از سبزی ما دم زد
تا کولبری کردم
با دست تهی از نان
با حکم گلولیدن
در قافیه دادم جان
قاچاقچیانی در
هر سفره ی ما رویید
دزدان که سران بودند
ماتحت مرا درّید
یک دفعه زمین لرزاند
با متنِ اذا زلزال
کوردی شدنم را کشت
هر ثانیه در هر سال
کانکس به دستم داد
از دست خودم اما
احضار به زندان شد
مردانگی من را
چپ کرد و نزد ترمز
از خون جوان…لاله
تهران به خودش بغضید
با حکم دو گوساله
بر دوش نحیفش داشت
دفتر و کتابش را
با خود به هیولا برد
هر ثانیه خوابش را
اندامِ ترنم را
آتش به زبان بوسید
نفتش و چراغش را
از سفره ی ما دزدید
هی کار به پشتم زد
هی مزد مرا میخورد
هی نیشکر از چشمم
سویِ سرطان میبرد
فاشیست ترین خنده
بر لهجه ی من چسبید
اشکِ منِ افغان را
از گوشه ی در میدید
هفت تپه ی زندانی
فولادِ تراشیده
ملت که فقط در خواب
پاشیده و خندیده
خندیدن و رقصاندن
رقصیدن و خنداندن
هی پشت سر هم را
هی حادثه چالاندن
تا مسلخ ابراهیم
آتش به گلستان کرد
انسان پس از انسان را
قربانی قران کرد
اسماعیلِ جانان را
شلاق و شوکر دادند
در شبزده ی اخبار
در همهمه قر دادند
قوتِ سحرش باتوم
نانِ شبشان سرکوب
زندان شده پر از هر
مردآهنِ شهرآشوب
هم شاعر و دانشجو
هم کارِگر و استاد
دهقان و صدا پیشه
درویش و معلم..‌داد!
تا کی به جنون باید
تن داد و سکوتیدن
تا کی به دروغیدن
قهقه زده خندیدن
برخیز و مسلسل باش
بر پیکرِ نادانی
انسان شو و عاشق باش
در مسلخ ویرانی