یک درس مهم در اقتصاد: «ناهار مجانی» در اقتصاد وجود نداره!

عبارت «ناهار مجانی» یا Free Lunch در اواخر قرن نوزدهم و در بعضی از میکده های آمریکا متداول شد که به مشتری وعده می دادند که در صورت خرید یک حداقل یک لیوان مشروب، به او هر مقدار که بخواهد، ناهار مجانی میدهند! [1]. ولی آنچه که مشتری درنظر نمی گرفت این بود که غذاهایی که به او به عنوان «ناهار مجانی» داده می شد (مثل پنیر و همبرگر و اسنک)، تعمدا حاوی مقادیر بسیار زیادی نمک بود که مشتری در صورت خوردن آنها برای رفع تشنگی مجبور به سفارش بیشتر مشروب با قیمتی گزاف می شد. به عبارت دیگر، در عمل نه تنها ناهار مجانی وجود نداشت، بلکه عملا صاحب مشروب فروشی به نوعی سر مشتری را کلاه هم میگذاشت و جیب او را بیشتر خالی میکرد! بسیاری از افراد ساده دل هم گول چنین تبلیغاتی را می خوردند و به طمع خوردن نهارمجانی، مشروب سفارش می دادند و بعد از خوردن نهار پر از نمک احساس تشنگی شدیدمیکردند و مجبور به سفارش و خرید بیشتر مشروب با قیمت گزاف می شدند! از اونجا بود که «نهار مجانی در اقتصاد وجود نداره» یا There is no such a free lunch in economy وارد زبان محاوره و بعدها با کمی تغییر در بسیاری از رشته ها مثل اقتصاد، آمار، تکنولوژی و ورزش شد [2]!

ترجمه ساده این عبارت به اینه که هرگاه سیاستمداران وعده کاستن مالیاتها، افزایش سوبسیدها، مجانی کردن خدمات و کالاهای عمومی مثل آب و برق و بنزین و خدمات حمل و نقل … را دادند و هر وقت که وعده تسهیل وام و «کمک به نیازمندان و ایتام و فقرا» را دادند، زمانی هست که باید به شدت مراقب جیب خودتان باشید که آنرا خالی نکنند! هزینه این خدمات را شما باید از جیبتان پرداخت کنید و پرداخت هم خواهید کرد ولو اینکه خودتان هم متوجه ممکن است نشوید. این مسئله در همه جای دنیا و به اشکال خفیف و شدید هم می بینید. مثلا کشورهای سوسیال دموکرات اروپای غربی میبینید که علیرغم آنکه شاید بسیاری از خدمات عمومی مثل درمان و آموزش مجانی! و یا با هزینه اندک به نظر برسند، اما شما باید بیش از نصف درآمدتان را به دولت مالیات پرداخت کنید. کیفیت خیلی از این خدمات هم جای تردید داره. در ایران و در کشورهای خاورمیانه نیز همین سناریو به شکلی دیگر برقرار است. مثلا کالای بنزین در مقایسه با بسیاری از کشورها بسیار ارزان هست، اما اتوموبیل را باید چند برابر قیمت اصلی اش بخرید!! تجربه در کشور ما هم نشون داده که اگر در جایی دولت وعده کمک به یک قشر و افزایش سوبسید ها را میدهد، در بسیاری از مواقع از طریق چاپ بی رویه پول است که باعث ایجاد تورم و بی ارزش شدن پول شما می شه (مثلا در زمان محدود احمدینژاد و مخصوصا پروژه مسکن مهر). حالا بگذریم که اصلا کمکها! باعث قدرتمند شدن بیشتر دولت و بزرگشدن بیش از اندازه آن و تصدی گری دولت در امور و بیشتر شدن فاصله فقیر و غنی می شود و مردم و مخصوصا طبقه ضعیف و متوسط هزینه اش را چندبرابر باید در دراز مدت بدهند! در همین دولت روحانی، پرسش اینجاست که وقتی اکثر صنایع در اثر تحریم و ویروس کرونا در وضعیت بسیار بد هستند، چرا سهامشان تا این حد بالا رفته است و دارایی یک عده تا این حد بالا رفته؟ پاسخ اینه که اون افراد و اکثریت مردم فقط توهم دارند که دارایی شان بالا رفته و دارند با تورم سنگین هزینه این بالا رفتن قیمت کاذب را پرداخت میکنند! ممکن است بگید که این چه ربطی به ناهار مجانی داره؟ ربطش اینه که این بالا رفتن کاذب قیمت سهام شرکتی که دخلش با خرجش نمی خونه و آینده اش مشخص نیست، در اثر دخالت دولت و تنفس مصنوعی به بورس و تخطی از قوانین بازار آزاد (free market) و در نتیجه ایجاد قیمتهای کاذب هست که اثرات تورمی ایجاد می کنه و همان اثری را داره که چاپ پول بدون پشتوانه ایجاد میکنه! (جالب هم اینجاست که همه دارند از دولت و یا حکومت تقاضای دخالت بیشتر در بورس را هم می کنند!!! دخالت حکومت در بازار سهام خودش باعث مشکل است، نه حلال آن!) پس یادتون باشه که شما نمی تونید چیزی را از هیچ به دست بیاورید و در یکجایی و به یک شکلی که ممکن است حتی خودتان هم متوجه نشوید، هزینه آنرا به چند برابر پرداخت خواهید کرد!

بنابراین این را باید بارها و بارها تکرار کنید که «نهار مجانی در اقتصاد (و در هیچ عرصه دیگری) وجود ندارد».

[1] Heinlein, Robert A. (1997) [1966]. The Moon Is a Harsh Mistress. New York: Tom Doherty Associates. pp. 8–9. ISBN 0-312-86355-1

Author: mahdi
روشنگری و مبارزه با خرافات مذهبی