Warning: sprintf(): Too few arguments in /customers/5/4/3/iranayande.de/httpd.www/wp-content/themes/covernews/lib/breadcrumb-trail/inc/breadcrumbs.php on line 254

وقتی هیچ چیز سر جای خودش نیست

این روزها، مکرر صحنه هایی از حضور طلاب و روحانیون را می بینیم که در بیمارستانها مشغول کمک رسانی و گاهی توسل و نوحه خوانی و اندکی هم دخالت در کار پزشکی هستند، که این کار اگر چه ممکن است بعضا با نیت اخلاص و صفای درونی از طرف بعضی از این آقایان صورت گیرد اما نوعی دخالت و خروج از وظیفه ذاتی یک صنف است، چرا که توقع مردم از روحانیت کار دیگری و رسالت دیگری است.

حتی نام این کار را نمیتوان ایثار و از خود گذشتگی نهاد مگر بزور تبلیغات تهوع آور رسانه های میلی.

و همانطور که با ورود این طبقه به مدیریت های اجرایی کشور، خروج از وظیفه ذاتی بوده است.

همانطور که هر روز خبر تماس تلفنی رییس مجلس با استانداران و دستورات و پیگیری هایی که معلوم نیست چه پشتوانه ای و چه اثری دارد را می شنویم.
استاندارانی که قانونا باید وزیر کشور و رییس جمهور پیگیر اموراتشان باشد.
و مجلسی که این روزها رییسش به واسطه استفاده از تکنولوژی روز، می بایست با تشکیل جلسات از طریق ارتباطات مجازی به حل و فصل مشکلات قانونی بپردازد و تصویب لوایح و طرحها را بدون رأی نمایندگان به رهبری احاله ندهد.

همانطور که در قضیه کرونا یک فرمانده کل که همانا رییس اجرایی کشور باید باشد می بایست سکاندار امور و فرمانده کل بوده و کارها را از نزدیک و دور تمشیت نماید اما بخشی با دستور رهبری به ستاد کل نیروهای مسلح و بخشی با مدیریت وزارت بهداشت و نیز نیروی انتظامی و البته پاره ای از تصمیمات مردمی ، به لشگر از هم گسیخته ای تبدیل شده که معلوم نیست به چه فرجام و پایانی ختم خواهد شد.

اینجاست که انسان متوجه ۴٠ سال مدیریت از هم گسیخته و بی پشتوانه ای می شود که نتیجه اش مهاجرت مغزها و سرمایه ها و خلاقیتها از کشور بوده، چنانکه هیچ چشم انداز روشنی را در پیش رو نمی توان مشاهده کرد و افسوس و دریغ باید خورد و گفت:

افسوس که این مزرعه را آب گرفته
دهقان مصیبت زده را خواب گرفته…