Warning: sprintf(): Too few arguments in /customers/5/4/3/iranayande.de/httpd.www/wp-content/themes/covernews/lib/breadcrumb-trail/inc/breadcrumbs.php on line 254

مژگان کاووسی برای جراحی به بیمارستان رفت، اما فقط معاینه شد!

«مژگان کاووسی»،‌ نویسنده و پژوهش‌گر زندانی صبح ۲۶ شهریور۱۳۹۹ برای عمل جراحی به «بیمارستان طالقانی» تهران برده شد اما ماموران پس از معاینهاش از سوی پزشک و بدون انجام عمل جراحی، او را دوباره به «زندان اوین» بازگرداندند.
مژگان کاووسی مبتلا به بیماری گوارشی و همورویید است. این نویسندە و محقق کُرد در تماس با خانواده‌اش گفته است مسوولان زندان به او گفته‌اند درباره امکان و زمان عمل جراحی او هنوز تصمیمی گرفته نشده است.

یک منبع نزدیک به خانواده کاووسی به «خبرنگاری جرم نیست» گفت: «بیماری گوارشی و همورویید او به حدی است که حتی به سختی می‌تواند راه برود و نیاز فوری به جراحی دارد. پس از مدت‌ها درخواست خانواده و خودش، در نهایت امروز او را به بیمارستان برای جراحی منتقل کردند اما این جراحی انجام نشد و وی را پس از یک معاینه، به زندان بازگرداندند.»

مژگان کاووسی از کردهای شمال ایران و اهل کلاردشت است که در رشته هنرهای زیبا در مقطع کارشناسی ارشد فارغ‌التحصیل شده است. او که دو فیلم مستند به نام‌های «هیوا» و «بر باد» را ساخته است، در جریان اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸ بازداشت شد.

منبع نزدیک به خانواده او گفت: «مشکل همورویید از جمله عوارض ۱۷ روز اعتصاب غذای مژگان کاووسی است. برای رفع دشواری پیش‌ آمده، او نیاز به عمل جراحی فوری دارد اما تا کنون در این‌ باره هیچ کاری انجام نشده است.»

تشدید مشکل آریتمی قلب، کاهش نبض و مشکل همورویید از عوارضی است که اعتصاب غذا بر بدن این زندانی سیاسی گذاشته است. با این وجود، اقدامی به جز معاینه‌های عمومی برای بهبود او انجام نشده است.

مژگان کاووسی از اوایل شهریور امسال در اعتراض به «بوروکراسی حاکم بر روند اجرای درخواست زندانیان»، «تبعیض جنسیتی در برخورداری از امکان تماس تلفنی» و «اعطا نکردن مرخصی به زندانیان بند زنان زندان اوین»، دست به اعتصاب غذا زده است.

منبع نزدیک به خانواده مژگان کاووسی درباره جزییات درخواست‌های او گفت: «زنان که به خاطر شرایط متفاوت‌‌شان هر چند وقت‌ یک‌ بار به داروها و وسایلی نیاز دارند، برای دسترسی به این امکانات باید روند طولانی‌ نامه‌نگاری را طی کنند. ضمن این‌ که بر خلاف آیین‌نامه سازمان زندان‌ها، از زندانیان برای دریافت لباس یا داروی جزیی، امضا و اثر انگشت گرفته می‌شود. این رفتار، خارج از شأن انسانی زندانی بوده و حالت التماس‌گونه به خودش گرفته است. هم‌چنین زمان تماس‌ تلفنی زندانیان بند زنان زندان اوین بسیار محدود است و این محدودیت فقط برای زنان زندانی است و زندانیان مرد را شامل نمی‌شود.»

به گفته این منبع، کاووسی از زمان اعتصاب فقط روزی یک عدد خرما و آب می‌خورد اما گفته است برخورد مسوولان زندان با خودش توهین‌‌آمیز نبوده است.

مژگان کاووسی در جریان اعتراضات سراسری آبان ماه سال گذشته، در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۸ در منزلش در نوشهر بازداشت و یک ماه بعد، در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۹۸ به طور موقت با قرار وثیقه آزاد شد.

دادگاه انقلاب نوشهر او را به اتهام‌های «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «عضویت در گروه‌های مخالف نظام» و «تشویق مردم به بر هم زدن نظم عمومی»، به بیش از  ۷۶ ماه زندان محکوم کرد اما حکم او در دادگاه تجدیدنظر، در اقدامی عجیب، با اعتراض دادستانی چند ماه دیگر نیز افزایش یافت.

بر اساس ماده ۱۳۴ «قانون مجازات اسلامی»، اشد مجازات مژگان کاووسی مربوط به اتهام «تشویق مردم به بر هم زدن نظم عمومی»، قابل اجرا است. حکم این اتهام در دادگاه بدوی ۳۳ ماه حبس بود که در دادگاه تجدیدنظر به ۳۶ ماه افزایش یافت.

او روز سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت۱۳۹۹ برای تحمل دوران محکومیت خود بازداشت و به زندان نوشهر منتقل شد. کاووسی در اواسط شهریور امسال با همسر و دخترش ملاقات کابینی داشت اما از آن به بعد هیچ‌کدام از اعضای خانواده اجازه دیدار با او را پیدا نکرده‌اند و هنوز با اعطای مرخصی به وی نیز موافقت نشده است.

کاووسی پیش از انتقالش به بیمارستان و در شانزدهمین روز اعتصاب غذای خود، در نامه‌ای توضیح داده است که با حفظ اعتصاب غذا، عمل جراحی را انجام می‌دهد. در این نامه که نسخه‌ای از آن در اختیار «خبرنگاری جرم نیست» قرار گرفته، آمده است:

«اول و آخر یار

به‌رخودان ژیانه (مقاومت، زندگی ا‌ست)
در شانزدهمین روز اعتصاب غذای خود و با حفظ اعتصاب، در حالی برای عمل جراحی اورژانس به بیمارستان اعزام می‌شوم که حتی با مرخصی استعلاجی‌ام هم مخالفت شده است. باورمندم که دست‌آورد یک اعتصاب تنها رسیدن به خواسته‌ اعلام ‌شده نیست، مهم‌ترین دست‌آوردی که در همان لحظه‌ اعلام اعتصاب غذا محقق می‌شود، ابراز این موضوع است که هم اعتراض وجود دارد و هم معترض. این که افکار عمومی در جریان بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌هایی که بر ما روا می‌دارند قرار می‌گیرند نیز دست‌آورد بعدی است. در این مقطع بین احتمال مرگ و تن دادن به عمل جراحی، دومی را برگزیدم. زیرا نسبت به رسالتی که برای خود تعریف کرده‌ام، متعهدم. کارهای نیمه‌تمام و ایده‌های عینیت‌نیافته‌ای برای حفظ زبان و فرهنگم دارم که مرا ناگزیر از زنده‌ماندن می‌کند.»