جمهوری اسلامی از خانواده یکی از کشته‌شدگان اعتراضات خواست او را «رهگذر» معرفی کند

ایران از خانواده یکی از کشته‌شدگان اعتراضات خواست او را «رهگذر» معرفی کند.

برادر یکی از شهروندانی که در اعتراضات سراسری ایران کشته شده، به «کمپین حقوق بشر» در ایران گفت در حالی که برادرش «معترض» بوده، نهادهای امنیتی از خانواده‌اش خواسته بودند که در مصاحبه با تلویزیون ایران او را «رهگذر» معرفی کرده و بگویند که به دست «اشرار» کشته شد.

کمپین حقوق بشر در ایران گزارش کرد منصور رضایی، برادر ناصر رضایی که یک‌شنبه، 26 آبان ماه 1398 بر اثر اصابت گلوله جان باخت، گفت که برادرش معترض بوده اما نهادهای امنیتی از خانواده او خواسته بودند که در مصاحبه با تلویزیون ایران او را «رهگذر» معرفی کرده و بگویند که توسط «اشرار» کشته شده است.

آقای رضایی به کمپین گفت که برادرش از ناحیه چشم راست هدف گلوله قرار گرفته و در گواهی فوت او علت مرگ را «اصابت گلوله» ذکر کرده‌اند.

او همچنین توضیح داد:« برادر من رهگذر نبود، معترض بود و در اعتراضات حضور داشت و حتی همان روز که با من حرف زد به من گفت که باید این بار حق مان را بگیریم. هیچ وابستگی به هیچ سازمانی نداشت و الان خیلی‌ها می‌پرسند که با چه کسانی رفته. با هیچ کسی نرفته. خودش رفته خودجوش و نسبت به گرانی بنزین اعتراض داشت نسبت به حکومت اعتراض داشت رفت و جواب‌اش را با گلوله دادند. گلوله ای که توی چشم راستش خورده بود.»

ناصر رضایی به گفته برادرش 35 ساله و فارغ‌التحصیل مهندسی کشاورزی بود، منصور رضایی در این مصاحبه گفت: «ناصر تغییر رشته داده بود و مشغول خرید و فروش ماشین بود در همان فردیس کرج که به اتفاق همسرش که دو سال بود ازدواج کرده بودند آنجا زندگی می‌کرد. آن روز که او را کشتند حدودا ساعت 5:45 عصر تلفنی با او حرف زدم و یک ربع بعد چون در اعتراضات بود از نگرانی دوباره زنگ زدم که فرد دیگری موبایل برادرم را جواب داد و گفت که او گلوله خورده. ما سنندج زندگی می‌کنیم و تا برسیم به کرج شد نیمه شب و نگذاشتند حتی نزدیک بیمارستان قائم که برادرم را آنجا منتقل کرده بودند شویم خیابان را بسته بودند.»

او در ادامه توضیح داد: «حدود ساعت 7 صبح بود که رفتیم بیمارستان و گفتند که جنازه ناصر را فرستاده‌‍اند بهشت سکینه. رفتیم بهشت سکینه گفتند باید نامه امضا کنید و تعهد دهید که نباید تشییع جنازه‌ای برگزار شود و باید سریع همان روزی که تحول می‌دهند خاکسپاری شود. هیچ پولی از ما نگرفتند و همان روز 6 غروب تحویل گرفتیم و راه افتادیم شهر خودمان و شبانه در قروه سنندج خاکسپاری کردیم بدون هیچ مراسمی و هیچ تشییع جنازه‌ای و فقط خانواده خودمان بودند و چند آشنا که خبردار شده بودند.»

آقای رضایی به کمپین حقوق بشر در ایران گفت که او و خانواده‌اش تحت فشار نهادهای امنیتی بوده‌‌اند و «ما فقط یک مراسم در مسجد داشتیم که همان هم با حضور نیروهای امنیتی بود.

می‌خواستند با من مصاحبه کنند به صورت نمایشی که یک کاغذی می‌دادند من آن کاغذ را حفظ می‌کردم و آنچه که در کاغذ نوشته بودند را باید می‌گفتم. مبنی بر این که ناصر رهگذر بوده، اشرار به او تیراندازی کرده‌اند و از اینجور چیزها. می‌خواستند از گردن خودشان باز کنند و بگویند که تیراندازی توسط مردم اتفاق افتاده. من نپذیرفتم. گفتند شکایت کنید ما شکایت نکردیم. گفتند شهید اعلام می‌کنیم و دیه می دهیم که ما هیچ کدام را قبول نکردیم.

Author: sahar_irana