رشد شيعه گری و گسترش آن در ایران

کشتار بیرحمانه حسین بن علی درسال ۶۰/۶۸۰ در کربلا سبب شد که یک جبهه رادیکال در شیعیان(طرفداران) علی بن ابیطالب بوجود آید.اهالی کوفه که بر خلاف قول پیشین خود به حسین پشت کرده بودند،به سختی از کرده خود نادم شدند و در سال ۶۵/۶۸۵⬇

یعنی پنجسال پس از قتل حسین،(مختار بن ابی عبید ثقفی) بمنظور مخالفت و مبارزه با بنی امیه و گرفتن انتقام خون حسین و نابود کردن قاتلان او رهبری شیعیان علی را برعهده گرفت. این رویداد تاریخی استخوان بندی شيعه گری را استوار کرد و ایدئولوژی (شيعه گری) را بعنوان یک مذهب رادیکال در درون ⬇

دین اسلام،شکل و هستی داد. مختار، امامت زین العابدین را قبول نداشت و یکی از پسران علی بن ابیطالب بنام (محمد حنیفه)را که شخصی گوشه گیر بود و تمایلی به امامت نداشت،بعنوان امام و مهدی زمان شیعیان معرفی کرد.علی بن ابیطالب، محمد حنیفه را از(خوله بنت جعفر بن قیس)که یک کنیز حنفی بود⬇

داشت.گروهی که از محمد حنفیه پشتیبانی میکردند “کیسانیّه” خوانده ميشدند. کیسانیّه از نام (ابوامرا کیسان)فرمانده لشکر مختار و رهبر سپاهیان غیر عرب گرفته شده بود. سپاهیان غیر عرب که برای نخستین مرتبه به گروه شیعیان افزوده شدند و بیشتر آنها را فرزندان ایرانیهایی که پس از جنگ قادسیه⬇

به اسارت گرفته شده بودند،تشکیل میدادند،”موالی”نامیده ميشدند.قتل مختار و محمد حنیفه بدست” معصب ” در سال ۷۰۰ میلادی نتوانست جنبش کیسانیّه را خاموش کند و این جنبش اصول و قواعدی را برای مذهب شیعه گری بوجود آورد. کیسانیّه معتقد بودند،سه خلیفه ای که پیش از علی خلافت کردند (ابوبکر،عمر⬇

و عثمان)غیرقانونی و غاصب بودند و علی و سه فرزندش حسن، حسین و محمد حنیفه را جانشینان اصیل و برحق محمد می‌دانستند.بسیاری از پیروان حنیفه اعتقاد داشتند.محمد حنیفه نمرده، بلکه غیبت کرده و دوباره ظهور خواهد کرد و با عدل و داد بر دنیا حکومت خواهد نمود.و همچنین معتقد بودند که در هنگام⬇

رجعت محمد حنیفه (مهدی)پیش از روز قیامت،گروهی از مردگان زنده خواهند شد و او را در کیفر رسانیدن گناهکاران یاری خواهند داد!..پس از درگذشت محمد حنیفه شاخه ای از کیسانیّه که “هاشمیه”نامیده ميشدند،خط امامت را ادامه دادند و پسر محمدحنیفه را بنام” ابوهاشم”را امام و جانشین او خواندند⬇

برخلاف محمد حنیفه که شخص ساکت و غیرفعالی بود، ولی ابوهاشم بسیار پرجنب و جوش و شیعه گری را سازماندهی کرد.ابوهاشم درسال۷۱۷ میلادی درگذشت و فرقه هاشمیه درباره جانشینی او به چندین گروه تقسیم شدند. بیشتر آنها ‘محمد بن علی’ یکی از نواده های ‘عباس’عموی محمد بن عبدالله را امام و جانشین⬇

ابوهاشم برگزیدند.این گروه بظاهر خودرا مذهبی نشان میدادند،ولی براستی هدف جنبش آنها سیاسی بود.خلفای عباسی درسال ۷۵۰میلادی موفق شدند خلافت بنی امیه را براندازند و خود خلافت را بدست گیرند. خلفای عباسی نخست از شیعیان هواخواهی میکردند و عقیده داشتند خلافت باید در خاندان محمد جریان ⬇⬇

داشته باشد. اما خیلی زود خودرا از شیعیان جدا ساختند و درصدد جلب پشتیبانی سایر مسلمانان برای خلافت خود برآمدند….پس از متلاشی شدن فرقه کیسانیّه “شیعیان امامیه” که شاخه رادیکال شيعه گری را تشکیل میدادند،جای آنها را گرفتند و پیوند نسلی امامها را به علی بن ابیطالب حسن و حسین و ⬇

فرزندان آنها مربوط کردند.نخستین کسی که وظیفه تدوین فقه اسلامی را برعهده گرفت ‘محمد بن علی’ملقب به باقر امام پنجم شیعیان است.محمد باقر از سیاست دوری جست و درتقیه کامل بسر میبرد و عمر خودرا صرف تدریس فقه و اصول قرآن و درواقع فقه شیعه گری را بنیاد نهاد،نکته جالب توجه در شرح زندگی ⬇

محمدباقر آنست ک وی سمت مشاور اقتصادی “عبدالملک”خلیفه عباسی را که به مذهب شیعه گری عقیده نداشت و خلیفه غاصب نام گرفته بود، پذیرش کرد و مشاور اقتصادی خلیفه بود!! چندسال پس از درگذشت محمدباقر،برادرش” زیدبن علی” به کوفه وارد شد و بر ضد خلیفه ،هشام بن عبدالملک، شورش کرد، اگر چه ⬇

شیعیان کوفه و پیروان برادرش از قیام او پشتیبانی کردند، ولی چون وی خلافت ابوبکر،عمر و عثمان را مشروع و برحق میدانست و حاضر نشد آنها را ربایشگر خلافت مسلمانان بشمار بیاورد و تکفیرشان کند،ازاینرو پیروان برادرش از او روی برگرداندند و به پسر محمد باقر، یعنی جعفرصادق روی آوردند ⬇

اگرچه شورش زیدبن علی بجایی نرسید و زید درسال ۷۴۰میلادی بدست نیروهای خلیفه مقتول شد ولی فرقه مذهبی او بنام زیدیه، پس از او زنده ماند!!