در آخرین مصاحبه پادشاه، محمد رضا شاه فقید عنوان میکنه من رفتم که به مردم بگم تاج من بر روی خون مردم استوار نیست

 

لطفا به این مصاحبه گوش کنید و به این جملات فکر کنید در حالیکه این مصاحبه در سال ۱۳۵۸ بوده،‌ نه ۱۳۸۵!

یکسال پس از انقلاب، شاه به خیلی از سوالات جواب داد. در همین مصاحبه ذکاوت، صداقت و دور اندیشی پادشاه فقید ایران بوضوح قابل تشخیص است. اینکه اعتراف میکنه به اینکه مردم ایران هنوز برای اون تغییر آماده نشده بودند و او اشتباهاتی داشته. اینکه خیلی واضح آینده ایران رو پیش بینی میکنه. اینکه چقدر آروم و راحت به سوالات جواب میدهد. این مرد هیچ چیزی برای پنهان کردن از مردمش نداشت. اما این مردم ایران بودند، شناختی از شاه خودشون نداشتند!‌

دقت کنید به اینکه شاه تاکید میکند بر اینکه واقعا دستاورد این انقلاب پس از ۱ سال چی بوده؟ دموکراسی؟ حقوق بشر؟ مذهب؟ کدومش؟

دقت کنید به اینکه شاه اشاره میکنه به خمینی،‌ و میگه برای این مرد تاریخ ایران هیچ اهمیتی ندارد!‌ و قصدش نابودی تاریخ ایران و فقط آجندای شخصی است. اینکه شاه همون موقع میگه بهترین استعدادهای ایران در حال ترک ایران هستند و هر کس بتواند،‌ ایران را ترک میکند. چرا؟ همون کسانی که روشنفکر بودند دارن ایران رو ترک میکنند، مگه قرار نبود به آزادی و دموکراسی برسند.

در اینکه ایشان ۴۰ سال جلوتر از مردم ایران فکر میکرد،‌هیچ شکی نیست،‌و این رو در دیدگاهش نسبت به جایگاه تکنولوژی در آینده دنیا میتوان دید.

شاید مهمترین بخش حرف ایشان این باشد که درباره دلیل ترک ایران و جایگاهش میگه، من خواستم بگم که پادشاه نمی تونه دیکتاتور باشه و یا تاجش رو بر روی خون و کشته های مردم بگذارد.

حماقت شورشیان ۵۷ و خیانت توده ای ها و کمونیست ها در نابودی ایران و از بین بردن ایرانی که تازه ۵۰ سالی بود جان گرفته بود، غیر قابل بخشش می باشد. واقعا چی با خودشون فکر میکردند؟