جواز الهی چندهمسری بسود زنبارگی مردان دارا : زن جز کشتزار مرد نمی باشد

هدف این نوشته ی کوتاه هرگز با داشتن عقیده و باورِ باورمندان ِهیچ دین و مذهبی ستیز ندارد. بل بیشتر دعوت به چالش و گفتمانی همفکرانه، اخلاقی و بیطرفانه می باشد برای بررسی و شناخت تضادها و تناقض های احکام اسلام، ( دیگر ادیان) و بویژه ئقد خردمندانه از فرامین زن ستیز آن است. توامان کنجکاوی محترمانه و جسورانه ای برای یافتن علل ناسازگاری ها و ناهمخوانی های اسلام با زندگی و آرمان زنان، پویائی و حرکت سازنده ی آنان، و بسود بهبود زندگی نوع انسان، اندیشه ورزی پیشروانِ و ایده ی برابر سازی قرن ۲۱٫ از نیروی آگاه و جوینده ای می گویم که او به ناتوانی ایدئولوژی اسلامی(دیگر ادیان) و نرمش ناپذیری او پی برده و دیگر نمی خواهد و نمی باید بیش ازین به این سنت مردسالار، ستم جنسی، جنسیتی آن، که جز به تمتع مردان دارا و دله از داشتن همبستران متنوع نیست تن دهد، و همزمان در برابر این بی عدالتی آشکار، و کالائی ساختن پیکر زن، و بدتر از همه ارزش گریزی اسلام از هویت مادرانه ی اوست که بردباری هر انسان سالم، صادق و مهرورزی را به چالش سازش ناپذیر با اسلام می کشد. مرام و باور نادرستی که یکراست و در طول تاریخ پیوسته به سرکوب دادخواست انسانی زن نه گفته، به برابری حقوق مساوی اش با مرد و بنام خدا لجوجانه ایستاده، اصالت پیشرو و برابریخواهی زنان را بی رحمانه کشته، و تاکنون سودی جز تباهی مهر و خودباوری، تحقیر زنان و ویرانی کانون خانوادگی بهره ای نداشته و ندارد. پرسیدنی ست! آیا شایسته است که در برابر این نابرابرسازی دینی بردبارماند؟

بنابرین این نوشته به روشنگری احکام ناخوان و زن ستیزانه این حکمت آسمانی می پردازد که با زندگی دشوار و چگونگی دایره هستی قریب به اتفاق زنان، مردان و تهیدستان همچنان بیگانه بوده و از چند و چون پیوند عاطفی در میان مسلمانان بسیار دور مانده است. البته چنانچه عدالتی می بود، و داشتن حق چندهمسری متقابل می گشت! که آن نیز جز بسود متمولان بالائی نبوده و نیست، آنگاه جواز چندهمسری با همه ی ستیزش با ارزش ها شاید قابل فهم تر می شد؛ که فراموش نشود دادن حق مساوی چندهمسری و اصولا چنین دیدگاهی در اسلام جز کفر محض نیست که جزای آم مرگ می باشد. من نام این جواز یکطرفه را خیانت به حقوق زنان می دانم. بویژه اگر به گستره ی طلاق ها، فسادها، چپاول ها، خودکامگی ها و مصیبت های فراوان ناشی از مذهب دولتی بنگریم که سوژه ی مقاله نیست، آنگاه همزمان به عملکردهای گذشته و بازتاب های کنونی اسلام سیاسی و خصوصا ویژگی شخصیت پیامبر آن در پهنه ی ایران و جهان اسلام نگاهی گذرا داشته باشیم؛ و با دلایل خِردورزانه ی خویش به برابریخواهی حقوق زن و مرد برسیم؛ و خصوصا با استقلال یابی نسبی شرایط مالی زنِ امروز و توان دانش پذیری و پردازی همه جانبه آنان، بی گان هریک با بقا، ادامه و پیشبرد فرامین و دستورهای اسلامی آن بهردلیل و بهانه ای که آورده شود مخالف خواهیدورزید، همانگونه نگارنده هست.

بیائید باهم و تنها به گوشه ای از جواز الهی چندهمسری بسود زنبارگی مردان دارا از یکسو، و فرجام و سرانجام تحکم آن اصول پایه و تخطی ناپذیری علیه زنان از دیگرسو بنگریم که رونق آن دیریست در ایران برپاست و اینروزها رسانه های حکومتی هم بیشتر بر طبل آن می کوبد. من از یک هرزگی آشکار و بی شرم می نویسم که دامن به فحشأ قانونی، آنهم از اعماق جامعه ندار داده، و بیشتر قربانیان خود را از خانواده های فقیر و دخترکان بینوا، نیازمند و آسیب پذیر در سراسر کشور می گیرد؛ علم و کتل زنبارگی ایکه در نماز جمعه ها برفراز شده، و شگفتا که به تأثیر ویرانگر اخلاق آخوندسالاری فراروئیده، و بسادگی و شفافی نشان می دهد که چگونه اسلام با زمانه ی ما بیگانه و علیه حقوق بشر ستیزه جو، و در برابر سهم یکسان و انسانی زن آشکارا نابردبار و خشونتگر ایستاده و حتی با خواست کوچک آزاد پوشش زن هم بی چشم و رو می جنگد و پیگیر فاجعه های اعتراف های اجباری تلویزیونی برای تبرئه زن ستیزی خود می آفریند.

این نوشتار، ناگزیر به بخش کوچکی از افشاگری و واقعیت های ناباورانه از فرامین الهی این دین و حق چندش انگیز چندهمسری تنها برای مردان می پردازد، و به چونگی گرایش شگفت انگیز سکسیستی و زنبارگی رهبر آن، باوجود داشتن ده ها زنان رسمی، پیامبر از زنان بیشماری نیز که در ۷۵ جنگ پیاپی داشته و بنام جواز الهی از”اسرای زن ” هم بنام کنیز، آنانرا تصاحب جنسی نموده است، به چرائی این استعداد غیر اخلاقی می پردازد؛ زیرا: پندار، رفتار و گفتار رسول بامرام سالم و ساده ی انسانی مردان متعهد سازگار نبوده و شیوه ی او زشت و بسیار بیگانه با زمانه ی دیروز و امروز ماست که ملایان بی آبرو امروزه در ایران مروج سیستماتیک آن تباهی شده اند.

با پیدائی حکومت خودکامه ولائی و مطلقگرائی مذهبی، بیش از پیش واپسگرائی های مذهبی اسلام تشویق و تعمیق شد؛ و از همینرو نیز پته ی زن ستیزی هردو مذهب سنی وهابی و شیعی آخوندی جهانگیرتر گشت. زیرا: کم و بیش بخش کلانی از مومنان شیعی سنی ساده دل در ایران، منطقه و جهان توانستند بهتر به کنه اسلام رحمانی و پس و پشت پرده ی دین برتر او، و بویژه شخصیت پیامبرش که کاملترین مرد خدا بود پی برند و بردند. برجستگی این دوره و آشنائی تاریخی و آگاهی توده ها از روند آن دوران پیشین درین بوده و هست که درمی یابند که پیامبر و یا راهبر دین خدا، خودش بیش از بندگان خدایش منحرف جنسی بوده، و برابر با آنچه ما خوانده و یا از راهبران تاریخی اش شنیده ایم، وی اصولا می بایست فردی با گرایش های مهار ناپذیری به جنگ افروزی، خشونتگرائی، متکی به ظواهر مادی و این دنیائی بوده، و همچنین وابستگی و دلبستگی بالائی به لذایذ زمینی و از جمله آنها، همخوابگی با زنان بسیاری در پرونده اش موجود است که بی کم و کاست و دلیل وجدان بیدار هویت وی با رسالت الهی ای که برکول می کشید در تضاد و تناقض اشکار بوده و می باشد. آنهم محمد رسوا اللهی ایکه به تعریف از پاکدامنی اش، نمی بایست چنین که مدّرک و مدلل شده است بتواند خود الگوی این وابستگی ناباورانه به حرص و آز زمینی و زنبارگی بی بند و بار اخلاقی بوده باشد که بوده است. شاهکار پایانی او و همخوابگی اش با یک کودک ۹ ساله عایشه باورکردنی نیست که وی بتواند با وجود داشتن و دسترسی آسان به آنهمه زن و کنیز و صیغه های فراوان و بدتر از همه بنام پدر که دارای دختران زیادی بوده، در ۵۰ سالگی تن به تصاحب آن دختربچه کند که کرده است. و حیرت انگیزتر از همه اینکه پیامبر به زنانش دستور می دهد که پس از مرگش حق ندارند دوباره ازداج کنند و مردان را هم از چنین اقدامی پرهیزمی دهد و اقدام به آنرا گناهی نابخشودنی در درگاه الهی برمی شمارد! پرسیدنی ست که ما آدم های ساده و خاکی کدام مان چنین توانائی ویرانگرانه ای از همبستری با یک چنین دختربچه ای را داریم؟ پاسخ سراست: هیچکس، مگر بیمار روانی و یا خردمرده ای که دیکر عقلی برای شناخت ارزش و ارجمندی نداشته باشد. همین!
مگر نگفتتد و نمی دانیم که پیامبر خدا کامل ترین انسان بود؟ چرا پیامبر چنین طماع و خودخواه بود؟ چرا خود خدا چنین خصلت ناپسندی را در شخصیت رسول و نهادش بنانهاد؟ آیا احکام زن ستیزانه ی خدا و عملکرد رسوا اش عادلانه است؟ و هر آدم سالم و صادق و خانواده دوستی بی گمان پرسش های بسیار دیگری از چرائی وجود این همه تناقض ها و تضادهاو… اسلامی پیامبری دارد که مگو! به این چند فرامین زیر هم نگاهی بیندازیم:

بنا بر فرامین الهی در قرآن زن مسلمان باید بپذیرد مطیع دستورات مرد باشد:

” ” ” ” |” ” در آیه ۳ سوره نساء شوهرش حق دارد ۴ زن همزمان داشته باشد.
*
” ” ” ” ” ” *در آیه ۳۴ نساء شوهرش مجاز است او را در صورت نافرمانی کتک بزند.
*
” ” ” ” ” ” *در آیه ۱۱ سوره نساء به او ارث نیمه برسد.
*
” ” ” ” ” ” *در آیه ۲۲۳ بقره باید بداند که او جز کشتزار مرد نمی باشد و عملا هم با این دستورات چنان هست؛ و مرد می تواند هرگونه که بخواهد با او نکاح کند.

” ” ” ” ” ” باید بداند که طبق آیه ۳۴ نساء از مرد کمتر است. و مرد به دلیل آنکه خرجش را می دهد ، مالک اوست.

” ” ” ” ” ” در آیه ۲۴ سوره نساء و تبهکارانه تر و ضدبشری تر از همه اینکه چنین می خوانیم: در هنگامه جنگ با دشمنان خدا و پس از جنگ و پیروزی و اسارتگیری ها می توان زنان را به عنوان یک کالا به غنیمت گرفت و به آنها تجاوز کرد.
“”””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””””
جواز چندهمسری، تباهی مهر و تحقیر زن
– بهنام چنگائی

Author: mahdi
روشنگری و مبارزه با خرافات مذهبی