جایگزین شما برای اسلام چیست؟

این سوال یکی از سوالهای رایجی است که در ذهن بسیاری از مسلمانانی که عقاید ضد اسلامی را میشنوند شکل میگیرد.

پاسخ:

قبل از پاسخ به این سوال، ابتدا باید مسئله ای را روشن کنیم. بطور کلی برای اعتراض کردن به یک مفهوم غلط نیازی به معرفی آلترناتیو و جایگزین وجود ندارد. شما برای اینکه بعنوان مثال بگویید نگهداری فیل در خانه کار غلطی است نباید حتما حیواناتی را که نگهداری آنها در خانه مناسب است را معرفی کنید. روشن شدن این مطلب از این دیدگاه لازم است که بعضی از اسلامگرایان ادعا میکنند که منتقدین اسلام باید قبل از نقد اسلام، جایگزینی برای آن معرفی کنند، و این  ادعا به دلیلی که گفته شد غلط است و چنین بایدی وجود ندارد.

اگر بخواهیم به این سوال پاسخ دهیم ابتدا باید ببینیم اسلام واقعا چه هست؟ اسلام در واقع مجموعه ای از مفاهیم است که در حوزه های مختلف مطرح میشوند. از این گذشته اسلام عبارت است از اعتقاد داشتن به یک سری موجودات و وجودات خیالی از جمله خدا.

در مورد مفاهیم مختلف میتوان جایگزین هایی را معرفی کرد اما در مورد موجودات و وجودات آیا میتوان جایگزینی معرفی کرد؟

همانگونه که در بین مسلمانان اعتقاد به جن وجود دارد، تا جایی که حتی در قرآن سوره ای به نام جن وجود دارد و ابلیس از اجنه بوده است و خیلی ها ادعا میکنند که جن دیده اند، یا با اجنه رابطه برقرار میکنند، در مغرب زمین و در میان سایر ملتهای مختلف نیز جانوران خیالی ای وجود دارند. بعنوان مثال در غرب موجودی به نام خون آشام (Vampire). برای مشرقیها خون آشام یک موجود خیالی و سینمایی است اما انسانهایی در حد شعور همان مشرقیها که ادعا میکنند جن دیده اند، در غرب نیز ادعا میکنند که خون آشام دیده اند. خون آشام ها در واقع انسانهایی هستند که در دوران حیات خود روح پلیدی داشته اند و به دلایلی از قبر بر میخیزند و خون انسانهای زنده را میخورند و آن انسانهای زنده نیز خود بعدا به خون آشام تبدیل میشوند. باید دانست که خرافات مسئله ای محلی است یعنی از منطقه جغرافیایی تا منطقه ای دیگر متفاوت است.

حال فرض کنید به کسی که برای سالها به وجود موجودی به نام خون آشام اعتقاد داشته اثبات کنیم که چنین وجودی نمیتواند وجود داشته باشد و هرگز وجود نداشته و تنها یک موجود افسانه ای و خیالی است که عده ای از انسانها آنرا ساخته و پرداخته اند. در مورد قضیه خدا (خداوند چیست؟) نیز مسئله کاملا همینگونه است، حال سوالی که خداپرست ممکن است بپرسد، یعنی «جایگزین شما برای خدا چیست؟» مثل این است که آن انسانی که به وجود خون آشام اعتقاد داشته بپرسد «خوب جایگزین شما برای خون آشام چیست؟». این سوال را میتوان به این گونه تفسیر کرد، اگر خون آشامی وجود ندارد که خون انسانها را بمکد پس چه کسی خون انسانها را میمکد؟  پر واضح است که این سوال به دلیل اینکه فرض مکیده شدن خون انسانها توسط کسی را در خود دارد یک سوال غلط است و در واقع جایگزینی برای خون آشام وجود ندارد، چون ماهیت خون آشام جایگزین پذیر نیست!

در مورد خدا و جانوران کبریایی (مثل جن و فرشته و ابلیس و امام زمان…) نیز مسئله کاملا مشابه همین مثال است، خدا وجود ندارد و جایگزینی برای او نیز وجود ندارد (از کجا میدانید خدا وجود ندارد؟). اما این سوال که «پس اگر خدا وجود ندارد پس خالق دنیا و هستی کیست؟» یک سوال خوب است که میتوان به آن پاسخ داد (پاسخ را در نوشتاری با فرنام از کجا میدانید خدا وجود ندارد؟  بخوانید).

بعد از اشاره به موجودات اسلامی که البته چندان نیز اسلامی نیستند و از سایر ادیان و اندیشه ها به عاریت گرفته شده اند بپردازیم. اسلام را میتوان در چندین حوزه مورد بررسی قرار داد. بطور کلی به نظر میرسد اسلام در عرصه های، نظام فکری، نظام سیاسی، نظام اقتصادی، نظام قضایی، نظام اخلاقی، نظام متافیزیکی، و نظام پزشکی و موضوعات دیگری همچون تسلای دینی، هدمندی زندگی و غیره مطرح کرد.

نظام فکری:

گویا نظام فکری ای که اسلام معرفی میکند مبتنی بر ایمان (ایمان چیست؟) و اتفاقات غیر عادی و تقلید و اینگونه مسائل است، بجای نظام فکری اسلامی که مسلمانان از آن رنج میبرند، خردگرایی (خردگرایی چیست؟) و عرفی گرایی را میتوان بهترین نظام و روش فکر کردن دانست.

تسلای روانی:

خبری که برای خداباوران در واقع خبر بسیار خوبی است این است که در تمام آن زمانهایی که فکر میکردید با خدا راز و نیاز میکردید و با او سخن میگفتید و او به شما پاسخ میداد، این در واقع خود شما بودید که با خودتان صحبت میکردید، بنابر این پس از بیخدایی نیز همچنان میتوانید به این گفتگو ادامه بدهید. شما میتوانید از طریق مدیتیشن تا حدود زیادی به آرامش روانی دست یابید، آنهم رایگان و بدون خرافات.

توصل و کمک از خدا:

برخی میپرسند اگر خدایی وجود نداشته باشد ما باید از چه کسی کمک بگیریم؟ خداباور شبیه شخصی است که عمیقا فکر میکند یک برادر بزرگتر دارد که در سختی ها به کمک او میرسد، اما مشکل اینجاست که این شخص برادری ندارد. همه آدمها چه خداباور چه بیخدا برای حل مشکلاتشان بر خود و دیگران تکیه میکنند. خداباوران تنها به خطا فکر میکنند خدا این وسط کاری کرده است. بنابر این، اینجا نیز نیاز به معرفی جایگزین نیست. مگر این توصیه که مشکلات دو دسته اند آنهایی که حل شدنی هستند که انسان با دانش و مهارت و همیاری و همت خود میتواند آنها را حل کند، که باید چنین کند و یا مشکلاتی که حل نمیشوند و باید آموخت که با آنها کنار آمد و آثار منفی آنها را حداقلی کرد.

پیشارویی با سختی ها:

از جانب خدا به دلیل اینکه خدایی وجود ندارد به کسی در مواقع سختی کمک رسانده نمیشود، برخی از روی عادت های زبانی در مواقع سختی میگویند ای خدا کمکم کن… یا در موقع بلند کردن چیز سنگین میگویند یا علی… یا موقع تصادف میگویند یا حضرت عباس و… بجای اینها میتوانید چیزی نگویید و آرامش خود و دیگران را به هم نزنید و به فکر چاره ای منطقی و عملی باشید. همچنین برای مبارزه با سختی ها بد نیست  به آدمهای سخت کوش و قوی فکر کنید،‌ با زندگی آدمهای بزرگ تاریخ آشنا شوید، به قهرمانان رشته های ورزشی نگاه کنید و به روحیه و عادتهای آنها. اما همچنان که گفته شد شما چه در مواقع سختی بگویید یا حضرت عباس یا یا حضرت پنلوپه کروز فرقی در عمل حاصل نمیشود.

نظام اخلاقی:

اسلام و دین نه تنها ضامن اخلاق در جامعه نیستند بلکه در جامعه امروز بزرگترین مانع در مقابل پیشرفت اخلاقی جامعه هستند. واقعیت این است که اخلاق نیز همچون دانش در حال تکامل است و ما امروز رفتارهایی را بر اساس دانش خود میفهمیم که دیروز نمیفهمیم و دین با تاکید بر اخلاقیات دیروز که در مورد اسلام اخلاقیات عرب بیابانهای عربستان ۱۴۰۰ سال پیش است در مقابل این تکامل قرار گرفته است.

افزون بر این در بعد فردی وقتی خدایی برای انسان وجود نداشته باشد برترین موجود برای آن انسان کیست؟‌ خود انسان است. انسان برای بیخدا از خدا برای خداباور بسیار شگفت انگیز تر،‌ بزرگتر، نیرومند تر، گرامی تر و با ارزشتر است. اگر یک انسان بیخدا دست به کار نیکی بزند تنها بخاطر نیکی آنکار بوده است، ارزش این خیلی بالاتر از خداباوریست که برای پاداش و یا تنبیه نشدن دست به کار نیکی میزند

هدفمندی زندگی:

برخی میپرسند اگر قرار است حیاتی پس از مرگ وجود نداشته باشد زندگی چه معنا و ارزشی خواهد داشت؟‌ باید گفت محدود بودن یک چیز معمولا باعث پر ارزش شدن آن چیز میشود نه کم ارزش شدن. زندگی نیز چنین است طول زندگی به اندازه عمر است اما وسعت زندگی به اندازه جهان و ذهن بشر. معنی زندگی هر کس به دست خود او شکل میگیرد، به تعبیری این دست ماست که در زندگی چه جانوری باشیم؟‌ برخی تصمیم میگیرند عقاب باشند، برخی لاشخور، برخی طاووس و این تنها شما هستید که با افکار و رفتارتان تصمیم میگیرید کدام باشید.

همه آدمها در طول حیاتشان بدنبال معنی هستند، بسیاری این معنی را در فرزند داشتن، تعالی در یک مهارت یا هنر، و خاطرات خوب، دوستان خوب، تفریح، و غیره پیدا میکنند. حتما در خیابان سگ یا گربه های لنگ و زخمی را دیده اید که در پست ترین شرایط همچنان مواظب جان خود هستند. شما نیز چه خدایی باشد چه نباشد در زندگی برای خود معنی دست و پا خواهید کرد. معنای زندگی در اسلام این است که شما برده خدا هستید و خدا با شما با سیستم چماغ و هویج برخورد میکند یعنی اگر کار خوب کنید در آن دنیا سکس و شراب و غذا خواهید داشت، اگر بد رفتار کنید چوب و سیخ داغ. به همین دلیل زندگی پس از اسلام بسیار با معنی تر است.

نظام سیاسی:

نظام سیاسی ای که اسلام از ابتدای پیدایش خود تابحال داشته است نوعی سلطنت مطلقه بوده است که اسامی مختلفی از قبیل خلافت، سلطنت و ولایت مطلقه فقیه را به خود گرفته است. نظامی که در آن مخالف حق حیات ندارد و سرکوب و اختناق و سانسور و اندیشه کشی و تروریسم از استراتژیهای اصلی به شمار میرفته و همچنان میرود! اسلامگرایان جدید سعی میکنند با پر رنگ کردن قضیه بیعت گرفتن با خلیفه، نظام سیاسی اسلام را مبتنی بر مردمسالاری جا بزنند، این ادعا بقدری مضحک و مسخره است که حتی ارزش بررسی را نیز ندارد، بجای نظام سیاسی اسلام میتوان مردمسالاری (دموکراسی چیست؟) را معرفی کرد.

واقعیت تلخ تاریخی دیگر این است که اسلام نظام فکری سیاسی ندارد، در طول تاریخ اسلام یک دور وجود دارد،‌ شخصی به ستیز با ظلم میپردازد سپس پیروز شده و خود ظالم میشود. این از آنجاست که ایده مسلمانان از یک حکومت خوب ایده ای بسیار کودکانه و ابلهانه است. این دور را میتوانید در زندگی خود محمد،‌ مختار، و خمینی ببینید.

نظام اقتصادی:

قوانینی که سیستم اقتصادی اسلام را تشکیل میدهند از قبیل زکات، خمس، جزیه، فطریه، حرمت ربا و… بقدری مسخره هستند که حتی خود مسلمانان امروز به این قضیه پی برده اند که این مسئله اقتصاد کشور را نابود خواهد کرد و کل نظام بانکداری را بطور جدی با اخلال مواجهه خواهد کرد. این است که خود با تعاریف جدید و کلاه شرعی گذاشتن این قوانین مسخره را به نوعی در کشورهای اسلامی حذف کرده اند. اسلام برنامه مشخصی بعنوان نظام اقتصادی ندارد، به نظر میرسد نظام اقتصادی اسلام، فئودالیسم و برده داری رسمی باشد که در کشورهای اسلامی به تازگی منع شده است. میتوان بجای نظام اقتصادی اسلام، نظام سوسیالیسم و یا کاپیتالیسم را معرفی کرد.

نظام قضایی و حقوقی:

قوانین اسلامی و حقوق اسلامی به غیر از موارد اندکی هیچ کدام چیزهای جدیدی نبوده اند. همگی قوانین اعراب بیابانگرد و اجداد محمد و یا قوانین قوم یهود هستند. قوانین و حقوق و مجازات های اسلامی ( مجموعه قوانين مجازات اسلامی گردآورنده: ناصر رسائی نيا) مثل سنگسار، دست و پا قطع کردن، قصاص، شلاق، صیغه، محلل، ازدواج با خردسالان (آزادی آزار جنسی به کودکان، بچه بازی (پدوفیلیا؛ Pedophilia) در دین مبین اسلام از کتاب تحریر الوسیله امام خمینی.) تنها در شان مردمی که این قوانین بینشان وجود داشت یعنی اعراب بیابانگرد، و بازماندگانشان یعنی حزب اللهی ها و اسلامگرایان است. نظام قضایی و حقوقی محدود به قوانین جهانشمول حقوق بشر (حقوق بشر چیست؟) و میثاقهای آن و قوانین تصویب شده در مجلس آزاد توسط نمایندگان واقعی مردم میتواند بهترین جایگزین برای قوانین کثیف الهی باشد.

نظام متافیزیکی:

به نظر میرسد با توجه به خرافات و اراجیف بیشمار راه یافته به مذاهب اسلامی و یا اصلی ترین اصل اسلام یعنی قرآن (تضادهای برونی تازینامه)، اسلام کاملا مکتبی ایده آلیسم (Idealism) باشد. میتوان مکتب ماده گرایی (Materialism) یا واقع گرایی (Realism) را جایگزینهایی برای مکتب ایدالیستی اسلام دانست.

نظام پزشکی:

نظام پزشکی اسلامی همان قضایای شفا یافتن بیماران توسط امامان شیعی (مراجعه کنید به معجزه و شفاء) و یا مطالب مضحک امام رضا در کتاب طب الرضا و مطالب حلیه المتقین (فرازهایی از حلیه المتقین در باب جماع و زفاف) و کشکول شیخ بهایی یا خود آزاری توسط روزه دانست. تغزیه مناسب و نظام پزشکی مبتنی بر دانسته های پزشکی و بیمارستانی را میتوان جایگزین مناسبی برای این خرافات دانست.

در ضمن خردگرایان تعصبی روی این قضیه که تمامی جنبه های اسلامی غلط هستند ندارند، خردگرا میتواند چیزهای خوب اسلام را بیاموزد و چیزهای بدش را دور بیاندازد. بعنوان مثال ممکن است نظام پزشکی اسلامی واقعا به درد مسئله توریسم بخورد، بنابر این میتوان جایگزین آنرا در کنار این نظام عرضه کرد، زیرا بعضی از این جایگزین ها با خود اسلام تناقض چندانی ندارند. بعنوان مثال آیت الله سیستانی بزرگترین مرجع شیعی وقتی بیمار شدند به جای رفتن به حرم امام رضا یا قبرستان بقیع، برای درمان به کشور انگلستان رفتند. البته منتقدان مختلف اسلام جایگزینهای مختلفی برای اسلام در نظر دارند، جایگزینهایی که در اینجا مطرح شد تنها جایگزینهای پیشنهادی غیر دینی و زمینی هستند.

 

منبع: زندیق

Author: mahdi
روشنگری و مبارزه با خرافات مذهبی